فرهنگ آریانپور
پیچ و تاب خوردن
#۵۰٬۱۴۰
snake
(جانور شناسى) مار، داراى حرکت مارپیچى بودن، مارپیچى بودن، مارپیچ رفتن
twine
ریسمان چند لا، نخ قند، پیچ، به هم بافتن، دربرگرفتن
twist
پیچ، تاب، نخ یا ریسمان تابیده، پیچ خوردگى، پیچیدن، تابیدن، پیچ دار کردن
corkscrew
دربطرى باز کن