فرهنگ آریان‌پور

پیچ دار کردن

#۵۰٬۰۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

twist

پیچ، تاب، نخ یا ریسمان تابیده، پیچ خوردگى، پیچیدن، تابیدن، پیچ دار کردن