فرهنگ آریانپور
پیچ دار
#۵۰٬۰۸۹
twisty
تاب دار، پیچ خورده، پیچ دار، منحرف، تابیده
swept
(past: swept ; past participle: swept) ـ روبیدن، رفت و برگشت، روفتن، جاروب کردن، زدودن، از این سو به آن سوحرکت دادن، بسرعت گذشتن از، وسعت میدان دید، جارو sweep
gnarled
پیچ دادن، گره دار کردن، (چوب) گره درخت یا چوب، غرولند، زوزه