فرهنگ آریان‌پور

پیچ دار

#۵۰٬۰۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

twisty

تاب دار، پیچ خورده، پیچ دار، منحرف، تابیده

۲

swept

(past: swept ; past participle: swept) ـ روبیدن، رفت و برگشت، روفتن، جاروب کردن، زدودن، از این سو به آن سوحرکت دادن، بسرعت گذشتن از، وسعت میدان دید، جارو sweep

۳

gnarled

پیچ دادن، گره دار کردن، (چوب) گره درخت یا چوب، غرولند، زوزه