فرهنگ آریان‌پور

پیچ‌ خوردن

#۵۰٬۰۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

skew

کجى، انحراف، اریبى، منحرف، کج نگاه کردن، کج حرکت کردن، کج یا اریب گذاردن، تحریف کردن، نامتوازن، اریب

۲

meander

پیچ، خم، دور، گردش، راه پر پیچ و خم، پیچ و خم داشتن، مسیر پیچیده اى را طى کردن، چماب