فرهنگ آریان‌پور

پیچ

#۵۰٬۰۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

bold

پیچ، زبانه، بى باک، دلیر، خشن و بى احتیاط، جسور، گستاخ، متهور، با شهامت

۲

bolt

پیچ، توپ پارچه، از جاجستن، رها کردن راست، به طور عمودى، مستقیما، ناگهان

۳

furl

پیچ، پیچیدگى، پیچیدن، پیچیدن و بالا زدن، جمع کردن، به دور چیزى پیچیدن، ورتابیدن

۴

meander

پیچ، خم، دور، گردش، راه پر پیچ و خم، پیچ و خم داشتن، مسیر پیچیده اى را طى کردن، چماب

۵

maeander

پیچ، خم دور، گردش، راه پر پیچ و خم، پیچ و خم داشتن، مسیر پیچیده اى را طى کردن، چماب

۶

crispation

پیچ، موج، انقباض

۷

kink

گیر، پیچ، تاب، ویژه گى، فرریز، غش، حمله ناگهانى، پیچیدن، پیچ خوردگى

۸

knee

زانو، زانویى، دوشاخه، خم، پیچ، زانو دار کردن

۹

loop

حلقه، حلقه طناب، گره، پیچ، چرخ، خمیدگى، حلقه دار کردن، گره زدن، پیچ خوردن، حلقه زنى

۱۰

ramp

سرازیر شدن، خزیدن، صعود کردن، بالا بردن یا پایین آوردن، سکوب سراشیب، سرازیر، پله ى سراشیب، پیچ، دست انداز، پلکان، سطح شیب دار

۱۱

curve

خط منحنى، چیز کج، خط خمیده انحناء، پیچ، منحنى، خم

۱۲

buckle

سگک، قلاب، پیچ، با سگک بستن، دست و پنجه نرم کردن، تسمه فلزى، چپراست، خم شدن

۱۳

embroglio

(imbroglio =) ـ پیچ، گیر، موضوع غامض، سوتفاهم

۱۴

crispiness

تردى، چین، پیچ، موج

۱۵

involution

عود مرض، عود چیزى، پیچ، پیچیدن، (ریاضى) توان یابى، قوه یابى، (دستور زبان بدیع) پیچدار کردن عبارت

۱۶

convolution

پیچیدگى، پیچ، حلقه

۱۷

insinuation

تاب، پیچ، موج، اشاره، رخنه یابى، خود جاکنى، نفوذ، دخول تدریجى، دخول غیر مستقیم