فرهنگ آریان‌پور

پیامد

#۴۹٬۹۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

end

پایان، انتها، آخر، خاتمه، فرجام، سر، نوک، طرف، به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن، خاتمه یافتن

۲

net

تور، تورى، دام، شبکه، تار عنکبوت، تور ماهى گیرى و امثال آن، خالص، ویژه، خرج دررفته، اساسى، اصلى، به دام افکندن، با تور گرفتن، شبکه دار کردن، به تور انداختن

۳

fruit

میوه، بر، سود، فایده، فرزند، میوه دادن، ثمر

۴

issue

بر آمد، پى آمد، نشریه، فرستادن، بیرون آمدن، خارج شدن، صادر شدن، ناشى شدن، انتشار دادن، رواج دادن، نژاد، نوع، عمل، کردار، اولاد، نتیجه بحث، موضوع، شماره issue ment _

۵

sequel

پى آیند، دنباله، عقبه، نتیجه، پایان، انجام، خاتمه مجازی‌ byproduct

۶

design

قصد کردن، تخصیص دادن، طرح کردن نقشه، طرح، طراحى، زمینه، تدبیر، قصد، خیال، مقصود

۷

fruition

بارورى، برخوردارى، تمتع، میوه آورى، پایان، استنتاج

۸

aftermath

عواقب بعدى، پس آیند

۹

corollary

نتیجه، فرع، همروند، استنباط، نتیجه فرعى

۱۰

consequent

من تبع، پى آیند، بر آیند، نتیجه بخش

۱۱

consequence

نتیجه، نتیجه منطقى، اثر، برآمد، دست آورد، پى آمد

۱۲

eventuality

(possibility =) ـ امکان، احتمال