فرهنگ آریان‌پور

پیاده شدن

#۴۹٬۹۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

disembarkation

پیاده شدن، تخلیه

۲

land

زمین، خشکى، خاک، سرزمین، دیار، به خشکى آمدن، پیاده شدن، رسیدن، بزمین نشستن

۳

alight

روشن، شعله ور، سوزان، سبک کردن، راحت کردن، تخفیف دادن، روشن کردن، آتش زدن، برق زدن، پیاده شدن، فرود آمدن

۴

disembark

پیاده کردن، از کشتى در آوردن، پیاده شدن، تخلیه کردن (بار و مسافر)

۵

debarkation

کندن پوست درخت