فرهنگ آریان‌پور

پیاده روی کردن

#۴۹٬۹۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

pedestrianize

پیاده روى کردن

۲

tramp

ولگرد، آسمان جل، خانه به دوش، با صدا راه رفتن، پیاده روى کردن، با پا لگد کردن، آواره بودن، ولگردى کردن، آواره، فاحشه، آوارگى، ولگردى، صداى پا