فرهنگ آریان‌پور

پیاده روی‌ کردن

#۴۹٬۹۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

tramp

ولگرد، آسمان جل، خانه به دوش، با صدا راه رفتن، پیاده روى کردن، با پا لگد کردن، آواره بودن، ولگردى کردن، آواره، فاحشه، آوارگى، ولگردى، صداى پا

۲

hike

گردش، پیاده روى، مبلغ را بالا بردن

۳

walk

راه رفتن، گام زدن، گردش کردن، پیاده رفتن، گردش پیاده، گردشگاه، پیاده رو، راه پیما، گردش کننده، راه رونده، راه رو