فرهنگ آریان‌پور

پیاده - سرباز -

#۴۹٬۸۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

infantry

(علوم نظامى) پیاده نظام، سرباز پیاده

۲

footsoldier

(infantryman =) ـ سرباز پیاده

۳

gallowglass

دسته اى سرباز مزدور، سرباز پیاده