فرهنگ آریان‌پور

پیاده

#۴۹٬۸۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

pawn

پیاده شطرنج، گرو، گروگان، وثیقه، رهن دادن، گرو گذاشتن ارتش‌ route march

۲

afoot

پیاده، در جریان، برپا

۳

pedestrian

پیاده، وابسته به پیاده روى، مبتذل، بیروح

۴

foot

پا، قدم، پاچه، دامنه، فوت (مقیاس طول انگلیسى معادل 12 اینچ)، هجاى شعرى، پایکوبى کردن، پازدن، پرداختن مخارج foot infantryman