فرهنگ آریان‌پور

پی درپی

#۴۹٬۸۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

steady

یکنواخت، محکم، پرپشت، استوار، ثابت، پى درپى، مداوم، پیوسته و یکنواخت کردن، استوار یا محکم کردن، ساکن شدن

۲

continual

پیوسته، پى درپى، دائمى، همیشگى، مکرر، متناوب

۳

continuum

پیوستگان، رشته مسلسل، تسلسل، پى درپى، مستمر، زنجیره

۴

continuate

لاینقطع، پى درپى، پیوسته به هم، سریع الاتصال

۵

successive

متوالى، پى در پى، پى درپى، پیاپى، مسلسل، ارثى، توارثى

۶

consecutive

پیاپى، متوالى، پى درپى، پشت سرهم، (دستور زبان) نتیجه اى

۷

hand running

(در گویش) متوالى، پى درپى، بلا انقطاع

۸

repeated

پى در پى، مکرر

۹

repetitious

تکرارى، مکرر