فرهنگ آریانپور
پی درپی
#۴۹٬۸۱۱
steady
یکنواخت، محکم، پرپشت، استوار، ثابت، پى درپى، مداوم، پیوسته و یکنواخت کردن، استوار یا محکم کردن، ساکن شدن
continual
پیوسته، پى درپى، دائمى، همیشگى، مکرر، متناوب
continuum
پیوستگان، رشته مسلسل، تسلسل، پى درپى، مستمر، زنجیره
continuate
لاینقطع، پى درپى، پیوسته به هم، سریع الاتصال
successive
متوالى، پى در پى، پى درپى، پیاپى، مسلسل، ارثى، توارثى
consecutive
پیاپى، متوالى، پى درپى، پشت سرهم، (دستور زبان) نتیجه اى
hand running
(در گویش) متوالى، پى درپى، بلا انقطاع
repeated
پى در پى، مکرر
repetitious
تکرارى، مکرر