فرهنگ آریان‌پور

پی در پی

#۴۹٬۸۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

repeated

پى در پى، مکرر

۲

sequent

پیرو، تابع، پى در پى، منتج، ناشى، نتیجه

۳

incessant

لاینقطع، پیوسته، پى در پى، بى پایان

۴

successive

متوالى، پى در پى، پى درپى، پیاپى، مسلسل، ارثى، توارثى

۵

sequential

مداوم، دائمى، پى در پى، متوالى، پى رفتى، ترتیبى

۶

frequent

تکرار شونده، زود زود، مکرر، رفت و آمد زیاد کردن در، تکرار کردن

۷

repeatedly

مکرراً

۸

repetitive

تکرارى، مکرر، باز انجامى

۹

succession

توالى، جانشینى، پى آیى، ترادف، ردیف، وراثت

۱۰

consecutive

پیاپى، متوالى، پى درپى، پشت سرهم، (دستور زبان) نتیجه اى

۱۱

continually

پیوسته، پى درپى، دائمى، همیشگى، مکرر، متناوب

۱۲

consecutively

پیاپى، متوالى، پى درپى، پشت سرهم، (دستور زبان) نتیجه اى