واژههای فارسی←پی دار کردن بخشی از بدنفرهنگ آریانپورپی دار کردن بخشی از بدن#۴۹٬۸۰۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱innervateداراى پى کردن، پى دادن (به)واژههای نزدیک در الفباپی بریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپی بریدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپی بندی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپی بویاییمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپی جومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپی جویی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر