فرهنگ آریانپور
پی افکندن
#۴۹٬۷۷۰
found
(past: found ; past participle: found) ـ پیدا کردن، یافتن، جستن، تشخیص دادن، کشف کردن، چیز یافته، مکشوف، یابش find
establish
تاسیس کردن، دایر کردن، بنا نهادن، برپا کردن، ساختن، برقرار کردن، تصدیق کردن، تصفیه کردن، کسى را به مقامى گماردن، شهرت یا مقامى کسب کردن
institute
انجمن علمى، بنگاه فرهنگى، بنیاد گذاشتن، بنیاد نهادن، برقرار کردن، تاسیس کردن، موسسه، بنداد، بنگاه، بنیاد، انجمن، هیئت شورا، فرمان، اصل قانونى، مقررات