فرهنگ آریان‌پور

پی

#۴۹٬۷۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

pee

پى، نام این حرف " p "

۲

fundament

پى، ته، اساس، پایه، بنیاد

۳

pi

حرف شانزدهم الفباى یونانى، عدد هشتاد، (هندسه) نسبت پیرامون به شعاع دایره

۴

nerve

عصب، پى، رشته عصبى، وتر، طاقت، قدرت، قوت قلب دادن، نیرو بخشیدن nerve neuro

۵

scent

بو، عطر، ردشکار، سراغ، سررشته، پى، رایحه، خوشبویى، ادراک، بو کشیدن

۶

sinew

رگ و پى، پى، وتر، تار و پود، رباط

۷

tendon

(در گوشت) پوره، (کالبد شکافى) پى، وتر، زردپى، (در جمع) اوتار

۸

inkling

اشاره، پى، اطلاع مختصرى که با آن به چیزى پى برند، گزارش، آگاهى، خبر، کوره خبر

۹

footstep

جاى پا، رد پا، جاپا، پى، گام، قدم، گام بردارى

۱۰

foundation

شالوده، پایه، پى، پى ریزى، اساس، بنیاد، تاسیس، بنیان، بنگاه، موسسه خیریه

۱۱

substratum

زیر لایه، طبقه زیر، بنیاد، پى

۱۲

foot breadth

پا، پى

۱۳

base

پایه، مبنا، پایگاه، ته، زمینه، اساس، بنیاد، ته ستون، تکیه گاه، فرومایه، (موسیقى) صداى بم، بنیان نهادن، مبنا قرار دادن، پست، شالوده