فرهنگ آریانپور
پویا
#۴۹٬۷۲۶
seeker
جستجو کننده، پویا، جویا
dynamic
وابسته به نیروى محرکه، جنباننده، حرکتى، شخص پرانرژى، پویا
vivid
روشن، واضح، زنده
active
فعال، دایر، کنشى، کارى، ساعى، حاضر بخدمت، تنزل بردار، با ربح، (دستور زبان) معلوم، متعدى، مولد، کنش ور، کنش گر
living
زندگى، معاش، وسیله گذران، معیشت، زنده، حى، در قید حیات، جاندار، جاودانى
mousing
(جانور شناسى) موش خانگى، موش گرفتن، جستجو کردن mouse
kinetic
جنبشى، وابسته به حرکت، وابسته به نیروى محرکه
bouncing
بالا جستن، پس جستن، پریدن، گزاف گویى کردن، مورد توپ و تشر قرار دادن، بیرون انداختن، پرش، جست، گزاف گویى
restless
بى قرار
nominative
(حالت) کنایى، حالت فاعلى، فاعلى، کاندید شده، تعیین شده