فرهنگ آریان‌پور

پویا

#۴۹٬۷۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

seeker

جستجو کننده، پویا، جویا

۲

dynamic

وابسته به نیروى محرکه، جنباننده، حرکتى، شخص پرانرژى، پویا

۳

vivid

روشن، واضح، زنده

۴

active

فعال، دایر، کنشى، کارى، ساعى، حاضر بخدمت، تنزل بردار، با ربح، (دستور زبان) معلوم، متعدى، مولد، کنش ور، کنش گر

۵

living

زندگى، معاش، وسیله گذران، معیشت، زنده، حى، در قید حیات، جاندار، جاودانى

۶

mousing

(جانور شناسى) موش خانگى، موش گرفتن، جستجو کردن mouse

۷

kinetic

جنبشى، وابسته به حرکت، وابسته به نیروى محرکه

۸

bouncing

بالا جستن، پس جستن، پریدن، گزاف گویى کردن، مورد توپ و تشر قرار دادن، بیرون انداختن، پرش، جست، گزاف گویى

۹

restless

بى قرار

۱۰

nominative

(حالت) کنایى، حالت فاعلى، فاعلى، کاندید شده، تعیین شده