فرهنگ آریان‌پور

پولک دار

#۴۹٬۶۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

scaly

فلس مانند، فلس فلس، پولک دار، زبر، ناهموار

۲

leprose

پوسته پوسته، فلس دار، شوره دار، پولک دار

۳

tegular

سفالى، آجرى، پولک دار sequined sequinned

۴

scaled

مقیاس، گام، مقیاس گذاشتن، پیمودن، کفه ترازو، (در جمع) ترازو، وزن، (جانور شناسى) پولک یا پوسته بدن جانور، فلس، هر چیز پله پله، هر چیز مدرج، اعداد روى درجه گرماسنج و غیره، اندازه، معیار، درجه، میزان، مقیاس نقشه، وسیله سنجش، خط مقیاس، تناسب، نسبت، مقیاس کردن، توزین کردن scale