پولک
#۴۹٬۶۷۳
tinsel
پولک، نقده، زرق و برق دار، پولک زدن
spangle
پولک و سنگ هاى بدلى زینت لباس، منجوق، هر چیز زرق و برق دار، درخشش، با پولک مزین کردن
dag
قسمت تیز هر چیزى که آویخته باشد، نوک فلزى بندکفش، پولک
aglet
(aiglet =) ـ نوک فلزى بند کفش، پولک، زالزالک، کویج
shale
سنگ رست، پوست، پوشش، صدف، سنگ نفت زا، صدف کندن، شوره سر، پولک
sequin
سکه زر قدیمى در ایتالیا و عثمانى، پولک
squama
فلس، پولک، ساختمان فلس مانند
pailett
(pailette =) ـ زینت آلات بدلى مانند منجوق و غیره، پولک
pailette
(pailett =) ـ زینت آلات بدلى مانند منجوق و غیره، پولک
squamation
به شکل فلس، پولک، پوشش فلسى شکل حیوانات
chip
لپ پریده کردن یا شدن، ژتن، ریزه، تراشه، مهره اى که در بازى نشان برد و باخت است، ژتون، ورقه شدن، رنده کردن، (به صورت جمع) سیب زمینى سرخ کرده
flake
تکه کوچک (برف و غیره)، ورقه، پوسته، فلس، جرقه، پوسته پوسته شدن، برفک زدن تلویزیون
gasket
بادبان بند، شراع بند، واشر چرمى، درزبند، درز گرفتن، لایى گذاشتن
washer
شستشو کننده، رختشوى، واشر
trumpery
خرده ریز، خرت و پرت، سخن مهمل، زرق و برق دار، نادان فریب، خوش ظاهر، چرند