فرهنگ آریان‌پور

پولک

#۴۹٬۶۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

tinsel

پولک، نقده، زرق و برق دار، پولک زدن

۲

spangle

پولک و سنگ هاى بدلى زینت لباس، منجوق، هر چیز زرق و برق دار، درخشش، با پولک مزین کردن

۳

dag

قسمت تیز هر چیزى که آویخته باشد، نوک فلزى بندکفش، پولک

۴

aglet

(aiglet =) ـ نوک فلزى بند کفش، پولک، زالزالک، کویج

۵

shale

سنگ رست، پوست، پوشش، صدف، سنگ نفت زا، صدف کندن، شوره سر، پولک

۶

sequin

سکه زر قدیمى در ایتالیا و عثمانى، پولک

۷

squama

فلس، پولک، ساختمان فلس مانند

۸

pailett

(pailette =) ـ زینت آلات بدلى مانند منجوق و غیره، پولک

۹

pailette

(pailett =) ـ زینت آلات بدلى مانند منجوق و غیره، پولک

۱۰

squamation

به شکل فلس، پولک، پوشش فلسى شکل حیوانات

۱۱

chip

لپ پریده کردن یا شدن، ژتن، ریزه، تراشه، مهره اى که در بازى نشان برد و باخت است، ژتون، ورقه شدن، رنده کردن، (به صورت جمع) سیب زمینى سرخ کرده

۱۲

flake

تکه کوچک (برف و غیره)، ورقه، پوسته، فلس، جرقه، پوسته پوسته شدن، برفک زدن تلویزیون

۱۳

gasket

بادبان بند، شراع بند، واشر چرمى، درزبند، درز گرفتن، لایى گذاشتن

۱۴

washer

شستشو کننده، رختشوى، واشر

۱۵

trumpery

خرده ریز، خرت و پرت، سخن مهمل، زرق و برق دار، نادان فریب، خوش ظاهر، چرند