فرهنگ آریانپور
پولدار
#۴۹٬۶۶۵
well heeled
پولدار، ثروتمند، دارا
nabob
نواب، نایب السلطنه، پولدار
plutocrat
اشرافى، پولدار
well fixed
ثروتمند، دارا، پولدار، خوب تثبیت شده
rich
حقا، کاملاً، خوب، فراوان، بسیار
loaded
بار، کوله بار، فشار، مسئولیت، بار الکتریکى، عمل پر کردن تفنگ با گلوله، عملکرد ماشین یا دستگاه، بار کردن، پر کردن، گرانبار کردن، سنگین کردن، فیلم (در دوربین) گذاشتن، بار گیرى شدن، بار زدن، تفنگ یا سلاحى را پر کردن load
wealthy
دارا، توانگر، دولتمند، ثروتمند، چیز دار، غنى welloff
capitalist
سرمایه دار، سرمایه گراى circumstanced
millionaire
میلیونر moneyed
substantial
ذاتى، جسمى، اساسى، مهم، محکم، قابل توجه