فرهنگ آریان‌پور

پولدار

#۴۹٬۶۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

well heeled

پولدار، ثروتمند، دارا

۲

nabob

نواب، نایب السلطنه، پولدار

۳

plutocrat

اشرافى، پولدار

۴

well fixed

ثروتمند، دارا، پولدار، خوب تثبیت شده

۵

rich

حقا، کاملاً، خوب، فراوان، بسیار

۶

loaded

بار، کوله بار، فشار، مسئولیت، بار الکتریکى، عمل پر کردن تفنگ با گلوله، عملکرد ماشین یا دستگاه، بار کردن، پر کردن، گرانبار کردن، سنگین کردن، فیلم (در دوربین) گذاشتن، بار گیرى شدن، بار زدن، تفنگ یا سلاحى را پر کردن load

۷

wealthy

دارا، توانگر، دولتمند، ثروتمند، چیز دار، غنى welloff

۸

capitalist

سرمایه دار، سرمایه گراى circumstanced

۹

millionaire

میلیونر moneyed

۱۰

substantial

ذاتى، جسمى، اساسى، مهم، محکم، قابل توجه