فرهنگ آریان‌پور

ارتفاع

#۴٬۹۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

height

بلندى، رفعت، ارتفاع، جاى مرتفع، آسمان، عرش، منتها درجه، تکبر، در بحبوحه، (در جمع) ارتفاعات، عظمت

۲

hauteur

بزرگى، بزرگ منشى، ارتفاع، غرور

۳

altitude

فرازا، بلندى، ارتفاع، فراز، منتها درجه، مقام رفیع، منزلت

۴

high

فراز، بلند، مرتفع، عالى، جاى مرتفع، بلند پایه، متعال، رشید، زیاد، وافر گران، گزاف، خشمگینانه، خشن، متکبر، متکبرانه، تند زیاد، با صداى زیر، با صداى بلند، بو گرفته، اندکى فاسد high ـ (53) highness

۵

elevation

بلندى، جاى بلند و برآمدگى، ترفیع