فرهنگ آریان‌پور

پول - دخل -

#۴۹٬۵۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

till

تا، تا این که، تا آن که، تا وقتى که کشت کردن، زراعت کردن، زمین را کاشتن، دخل پول، کشو، دخل دکان، قلک، یخرفت