فرهنگ آریان‌پور

پول

#۴۹٬۵۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

money

پول، اسکناس، سکه، مسکوک، ثروت

۲

currency

پول رایج، رواج، انتشار، پول

۳

fee

پردازه، پردازانه، مزد، دستمزد، اجرت، پاداش، پول، شهریه، اجاره کردن، دستمزد دادن به، اجیر کردن

۴

Gold

طلا - (Au)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 79 و جرم اتمى 196.96655 گرم بر مول زر، سکه زر، پول، ثروت، رنگ زرد طلایى، اندود زرد، نخ زرى، جامه زرى

۵

dough

خمیر، (زبان عامیانه) پول

۶

lolly

(در گویش، استرالیا) آب نبات چوبدار، پول

۷

lucre

سود، پول، مال

۸

moola

(زبان عامیانه) پول

۹

moolah

(زبان عامیانه) پول

۱۰

shekels

واحد وزن و پول بابل قدیم

۱۱

deposit

ته نشین کردن، گذاشتن، کنار گذاشتن، ذخیره سپردن، به حساب بانک گذاشتن، سپردن پول، بیعانه، گرو، ته نشین، سپرده، ته نشست

۱۲

handsel

فال، شانس، هدیه، پول، دشت اول صبح، رونما، عیدى، پیش قسط، بیعانه دادن، عیدى دادن، رونما دادن، دشت کردن

۱۳

denomination

نام گذارى، تسمیه، لقب یا عنوان، طبقه بندى، مذهب، واحد جنس، پول

۱۴

pool

تصحیلات اشتراکى، منبع، مخزن، استخر، آبگیر، حوض، برکه، چاله آب، کولاب، ائتلاف چند شرکت با یک دیگر، ائتلاف، عده کارمند آماده براى انجام امرى، دسته زبده و کار آزموده، ائتلاف کردن، سرمایه گذارى مشترک و مساوى کردن، شریک شدن، با هم اتحاد کردن pool خودمانی‌

۱۵

loot

غارت، چپاول، تاراج، استفاده نامشروع، غارت کردن (شهرى که اشغال شده)، چاپیدن