فرهنگ آریان‌پور

پوکه

#۴۹٬۵۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

shell

پوست، قشر، صدف حلزون، کاسه یا لاک محافظ جانور (مثل کاسه لاک پشت)، عامل محافظ حفاظ، جلد، پوست فندق و غیره، کالبد، بدنه ساختمان، گلوله توپ، پوکه فشنگ، قشر زمین، سبوس گیرى کردن، پوست کندن از، مغز میوه را درآوردن (از پوست) ـ

۲

husk

پوست، سبوس، غلاف یا کاسه گل، حقه گل، بى سبوس کردن، بى پوشش کردن

۳

refuse

سرباز زدن، رد کردن، نپذیرفتن، قبول نکردن، مضایقه تفاله کردن، فضولات، آشغال، آدم بیکاره

۴

clinker

آجر لعابى، آجر کاشى، تفاله شیشه درکوره قالگرى، پوسته آهن