فرهنگ آریان‌پور

ارتعاش داشتن

#۴٬۹۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

vibrate

ارتعاش داشتن، جنبیدن، نوسان کردن، لرزیدن، تکان خوردن

۲

quaver

لرزش و تحریر صدا در آواز، ارتعاش، ارتعاش داشتن

۳

pulsate

زدن (نبض)، جهند کردن، تپیدن (قلب)، تکان دادن، بضربان افتادن

۴

tremble

لرزیدن، مرتعش شدن، لرز، لرزه، ارتعاش، ترساندن، لرزاندن، مرتعش ساختن، رعشه