پوشیدن
#۴۹٬۴۰۰
don
آقا، لرد یا نجیب زاده، رئیس یا استاد یا عضو دانشکده، پوشیدن، برتن کردن
hide
(past: hid ; past participle: hidden) ـ پوست، پوست خام گاو و گوسفند و غیره، چرم، پنهان کردن، پوشیدن، مخفى نگاه داشتن، پنهان شدن، نهفتن، پوست کندن، (مجازى) سخت شلاق زدن
wear
(past: wore ; past participle: worn) ـ فرسایش، فرسودن، پوشیدن، سائیدن، در بر کردن، بر سر گذاشتن، پا کردن (کفش و غیره)، عینک یا کراوات زدن، دوام کردن، پوشاک
dress
لباس پوشیدن، جامه بتن کردن، مزین کردن، لباس، درست کردن موى سر، پانسمان کردن، پیراستن
indue
(endue =) ـ پوشیدن، پوشاندن، آراستن، بخشیدن، دادن
enshoud
درکفن پیچیدن، کفن کردن، پوشیدن، پوشاندن، کاملاً پنهان کردن
overlay
(past: overlaid ; past participle: overlaid) ـ پوشش، اندود، پوشیدن، زیاد بار کردن، روى هم قرار دادن، (اسکاتلند) کراوات، جاى گذاشت، جاى گذاشتن
enshroud
درکفن پیچیدن، کفن کردن، پوشیدن، پوشاندن
slip
لغزش، خطا، سهو، اشتباه، لیزى، گمراهى، قلمه، سرخورى، تکه کاغذ، زیر پیراهنى، ملافه، روکش، متکا، نهال، اولاد، نسل، لغزیدن، لیز خوردن، گریختن، سهو کردن، اشتباه کردن، از قلم انداختن
cover
پوشاندن، تامین کردن، پوشش، سرپوش، جلد، جلد کردن، پنهان کردن، طى کردن، رویه، لفاف، پاکت
attire
آراستن، آرایش کردن، لباس پوشاندن، لباس، آرایش
clothe
پوشاندن، آراستن