فرهنگ آریان‌پور

ارتعاش

#۴٬۹۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

vibrancy

ارتعاش، نوسان، تپش و جنبش، طراوت و چالاکى

۲

vibration

ارتعاش، نوسان، (vibratility، vibrational) اهتزاز، لرزه، جنبش، تردید

۳

tirl

کشیدن نخ، لرزاندن (به وسیله کشیدن نخ)، مرتعش کردن، لرزش، ارتعاش، صداى ارتعاش نخ یاکش

۴

shake

(past: shook ; past participle: shaken) ـ ارتعاش، تکان، لرزش، تزلزل، لرز، تکان دادن، جنباندن، آشفتن، لرزیدن

۵

dingle

دره تنگ و پر درخت، لرزیدن، ارتعاش

۶

quaver

لرزش و تحریر صدا در آواز، ارتعاش، ارتعاش داشتن

۷

quiver

ترکش، تیردان، به هدف خوردن، درتیر دان قرار گرفتن، لرزیدن، ارتعاش

۸

shiver

لرزه، لرز، ارتعاش، لرزیدن، از سرما لرزیدن، ریزه، تکه، خرد کردن

۹

shudder

لرزیدن، مشمئز شدن، ارتعاش

۱۰

tremble

لرزیدن، مرتعش شدن، لرز، لرزه، ارتعاش، ترساندن، لرزاندن، مرتعش ساختن، رعشه

۱۱

tremolo

(معدن) لرزش، لرزش صدا، تحریر، ارتعاش

۱۲

libration

جنبش، نوسان، جنبش ترازویى و حرکت موازنه اى، جنبش نمایان ماه، ارتعاش

۱۳

plangency

پر صدایى، ارتعاش

۱۴

vibratility

(vibrational، vibration) اهتزاز، ارتعاش، لرزه، نوسان، جنبش، تردید قابلیت ارتعاش

۱۵

vibrational

(vibratility، vibration) اهتزاز، ارتعاش، لرزه، نوسان، جنبش، تردید

۱۶

jar

بلونى، کوزه دهن گشاد، سبو، خم، شیشه دهن گشاد، تکان، جنبش، لرزه، ضربت، لرزیدن صداى ناهنجار، دعوا و نزاع، طنین انداختن، اثر نامطلوب باقى گذاردن، مرتعش شدن، خوردن، تصادف کردن، ناجور بودن، مغایر بودن، نزاع کردن، تکان دادن، لرزاندن واژه هاى شامل

۱۷

flutter

بال زنى دسته جمعى، لرزش، اهتزاز، بال و پر زنى، حرکت سراسیمه، بال بال زدن (بدون پریدن)، لرزیدن، در اهتزاز بودن، سراسیمه بودن، لرزاندن