فرهنگ آریان‌پور

پوشش

#۴۹٬۳۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

coverage

پوشش، شمول

۲

coverture

پوشش، حفاظ، پناه، سقف، مستمسک

۳

cover

پوشاندن، تامین کردن، پوشش، سرپوش، جلد، جلد کردن، پنهان کردن، طى کردن، رویه، لفاف، پاکت

۴

capping

کلاه سازى، پوشش، سرپوش، اندود سازى

۵

capsule

کپسول، پوشش، کیسه، پوشینه، سرپوش

۶

armature

آرمیچر، جوشن، القاگیر، زره، پوشش، میله فلزى

۷

casement

پنجره لولادار، روزنه، پنجره، پوشش

۸

covering

پوشاندن، تامین کردن، پوشش، سرپوش، جلد، جلد کردن، پنهان کردن، طى کردن، رویه، لفاف، پاکت cover

۹

camouflage

استتار، پوشش، پنهان کردن وسایل جنگى، مخفى کردن، پوشاندن

۱۰

crustification

قشربندى، پوشش، اندود

۱۱

case ment

پنجره لولادار، روزنه، پنجره، پوشش، غلاف

۱۲

coat

کت، نیمتنه، روکش، پوشاندن، روکش کردن، اندودن coat ارتش‌

۱۳

casing

مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا case

۱۴

backing

عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن back

۱۵

coating

کت، نیمتنه، روکش، پوشاندن، روکش کردن، اندودن coat