پوشاندن
#۴۹٬۲۴۶
cover
پوشاندن، تامین کردن، پوشش، سرپوش، جلد، جلد کردن، پنهان کردن، طى کردن، رویه، لفاف، پاکت
clothe
پوشاندن، آراستن
emboss
پوشاندن، اندودن، مزین کردن، پرجلوه ساختن، برجسته کردن
bestrew
پوشاندن، ریختن (روى)، پاشیدن، افشاندن
case
مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا
coat
کت، نیمتنه، روکش، پوشاندن، روکش کردن، اندودن
deck
عرشه، عرشه کشتى، کف، سطح، دستینه، دسته، (در ورق بازى) یک دسته ورق آراستن، زینت کردن، عرشه دار کردن، (معنى مجازى) پوشاندن
belay
عمل پیچیدن، وسیله پیچیدن، محاط کردن، پوشاندن، آماده کردن، دستگیره، جادستى
crown
تاج، فرق سر، بالاى هر چیزى، حد کمال، تاج دندان، تاج گذارى کردن، پوشاندن (دندان باطلا و غیره) ـ
apparel
رخت، اسباب، آراستن، پوشاندن، جامه
blanket
پتو، جل، روکش، با پتو و یا جل پوشاندن، پوشاندن
ensconce
استحکامات ساختن، پوشاندن، پناه دادن، پنهان شدن، خود را در جان پناه جادادن
camouflage
استتار، پوشش، پنهان کردن وسایل جنگى، مخفى کردن، پوشاندن
copartnership
رداى روحانى، جبه، نوک، راس، پوشاندن، قطع کردن
dress
لباس پوشیدن، جامه بتن کردن، مزین کردن، لباس، درست کردن موى سر، پانسمان کردن، پیراستن
costume
لباس، جامه، لباس محلى