پوشال
#۴۹٬۲۳۸
halm
پوشال، (انگلیس) کزل (kozal)، ساقه، ساقه و پوشال حبوبات و غیره که با آنها سقف را مى پوشانند
haulm
پوشال، (انگلیس) کزل (kozal)، ساقه، ساقه و پوشال حبوبات و غیره که با آنها سقف را مى پوشانند
chaff
کاه، پوشال، پوسته، سبوس، (مجازى) چیز کم بها یا بى اهمیت
straw
ماشوره، کاه، بوریا، حصیر، نى، پوشال بسته بندى، ناچیز
splint
برآمدگى کوچک، توفال، آهن نبشى، خرد و قطعه قطعه کردن، تراشه کردن، تراشه، نوار یا تراشه اى که براى بستن استخوان شکسته به کار مى رود
wadding
لایى، کهنه، نمد، آسترى، توده کاه، توده، کپه کردن، لایى گذاشتن، فشردن
packing
بسته، بقچه، بسته کردن، کوله پشتى، دسته، گروه، یک بسته (مثل بسته سیگار و غیره)، یکدست ورق بازى، بسته بندى کردن، قرار دادن، توده کردن، به زور چپاندن، بار کردن، بردن، فرستادن pack
padding
دفترچه یادداشت، لایى، لایى گذاشتن، جاده، معبر، دزد پیاده، اسب راهوار، پیاده سفر کردن، قدم زدن، زیر پالگد کردن، صداى پا، تشک، هر چیز نرم، لایه، پشتى، آب خشک کن، مرکب خشک کن، بالسشتک زخم بندى، با آب و تاب گفتن، لفاف کردن، با لایه نرم یا بالشتک پوشاندن pad
sawdust
خاک اره، با خاک اره پوشاندن، پوچ
splinter
باریکه چوب، تراشه، خرده شیشه، تراشه کردن، متلاشى شدن و کردن
excelsior
متعال، برتر، تراشه، خرده نجارى