فرهنگ آریان‌پور

پوشال

#۴۹٬۲۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

halm

پوشال، (انگلیس) کزل (kozal)، ساقه، ساقه و پوشال حبوبات و غیره که با آنها سقف را مى پوشانند

۲

haulm

پوشال، (انگلیس) کزل (kozal)، ساقه، ساقه و پوشال حبوبات و غیره که با آنها سقف را مى پوشانند

۳

chaff

کاه، پوشال، پوسته، سبوس، (مجازى) چیز کم بها یا بى اهمیت

۴

straw

ماشوره، کاه، بوریا، حصیر، نى، پوشال بسته بندى، ناچیز

۵

splint

برآمدگى کوچک، توفال، آهن نبشى، خرد و قطعه قطعه کردن، تراشه کردن، تراشه، نوار یا تراشه اى که براى بستن استخوان شکسته به کار مى رود

۶

wadding

لایى، کهنه، نمد، آسترى، توده کاه، توده، کپه کردن، لایى گذاشتن، فشردن

۷

packing

بسته، بقچه، بسته کردن، کوله پشتى، دسته، گروه، یک بسته (مثل بسته سیگار و غیره)، یکدست ورق بازى، بسته بندى کردن، قرار دادن، توده کردن، به زور چپاندن، بار کردن، بردن، فرستادن pack

۸

padding

دفترچه یادداشت، لایى، لایى گذاشتن، جاده، معبر، دزد پیاده، اسب راهوار، پیاده سفر کردن، قدم زدن، زیر پالگد کردن، صداى پا، تشک، هر چیز نرم، لایه، پشتى، آب خشک کن، مرکب خشک کن، بالسشتک زخم بندى، با آب و تاب گفتن، لفاف کردن، با لایه نرم یا بالشتک پوشاندن pad

۹

sawdust

خاک اره، با خاک اره پوشاندن، پوچ

۱۰

splinter

باریکه چوب، تراشه، خرده شیشه، تراشه کردن، متلاشى شدن و کردن

۱۱

excelsior

متعال، برتر، تراشه، خرده نجارى