فرهنگ آریان‌پور

پوشاک

#۴۹٬۲۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

wear

(past: wore ; past participle: worn) ـ فرسایش، فرسودن، پوشیدن، سائیدن، در بر کردن، بر سر گذاشتن، پا کردن (کفش و غیره)، عینک یا کراوات زدن، دوام کردن، پوشاک

۲

weed

علف هرزه، دراز و لاغر، پوشاک، وجین کردن، کندن علف هرزه

۳

garment

جامه، پوشاک، جامه رو، رخت

۴

raiment

جامه، پوشاک، ملبوس پوشاندن

۵

vesture

جامه، پوشاک، پوشاندن، لباس رسمى پوشیدن

۶

gear

دنده، چرخ دنده، مجموع چرخ هاى دنده دار، اسباب، لوازم، ادوات، افزار، آلات، جامه، پوشش، دنده دار (یا دندانه دار) کردن، آماده کار کردن، پوشانیدن

۷

suit

درخواست، تقاضا، دادخواست، عرضحال، مرافعه، خواستگارى، یکدست لباس، پیروان، خدمتگزاران، ملتزمین، توالى، تسلسل، نوع، مناسب بودن، وفق دادن، جور کردن، خواست دادن، تعقیب کردن، خواستگارى کردن، جامه، لباس دادن به

۸

dress

لباس پوشیدن، جامه بتن کردن، مزین کردن، لباس، درست کردن موى سر، پانسمان کردن، پیراستن

۹

clothes

پوشاندن، آراستن

۱۰

clothing

پوشاندن، آراستن

۱۱

vestment

لباس رسمى (کشیش)، لباس رسمى اسقف، لباس wearables

۱۲

habiliment

آرایش، لباس زیبا، جامه، استعداد فکرى

۱۳

furnishings

اثاثیه، لوازم