فرهنگ آریانپور
پوسیدن
#۴۹٬۱۸۱
rot
پوسیدن، ضایع شدن، فاسد کردن
decay
پوسیدگى، فساد، زوال، خرابى، تنزل، پوسیدن، فاسد شدن، تنزل کردن، منحط شدن، تباهى، محو شدن، تباه شدن
reest
امتناع کردن، سر پس زدن اسب، دود زدن ماهى و غیره، پوسیدن
corrode
خوردن (اسیدوفلزات)، پوسیدن، زنگ زدن (فلزات)
moulder
قالب گر، خاک شدن، پوسیدن
putrefy
گندیدن، متعفن شدن، پوسیدن، فاسد شدن، چرک نشستن، چرک کردن، گنداندن
decompose
از هم پاشیدن، تجزیه کردن، متلاشى شدن