فرهنگ آریان‌پور

پوسیدن

#۴۹٬۱۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

rot

پوسیدن، ضایع شدن، فاسد کردن

۲

decay

پوسیدگى، فساد، زوال، خرابى، تنزل، پوسیدن، فاسد شدن، تنزل کردن، منحط شدن، تباهى، محو شدن، تباه شدن

۳

reest

امتناع کردن، سر پس زدن اسب، دود زدن ماهى و غیره، پوسیدن

۴

corrode

خوردن (اسیدوفلزات)، پوسیدن، زنگ زدن (فلزات)

۵

moulder

قالب گر، خاک شدن، پوسیدن

۶

putrefy

گندیدن، متعفن شدن، پوسیدن، فاسد شدن، چرک نشستن، چرک کردن، گنداندن

۷

decompose

از هم پاشیدن، تجزیه کردن، متلاشى شدن