پوسته
#۴۹٬۱۲۲
shuck
پوسته، سبوس، پوست نخود و غیره، زدودن
testa
پوسته، (گیاه شناسى) تستا، کوزل، قشر خارجى دانه
patagium
پوسته، پرده، شامه، پرده پاى پرندگان
cod
کیسه، کیسه کوچک، چنته، غلاف سبوس، پوسته، فضاى داخل خلیج یا دریاچه، نوعى ماهى
case
مورد، غلاف، در صندوق یا جعبه گذاشتن، جلد کردن، پوشاندن، سرگذشت، صندوق، جعبه، جلد، پوسته، قالب، قاب، جا، حالت، وضعیت، موقعیت، اتفاق، دعوى، مرافعه، قضیه در صندوق یا
scurf
سبوسه، پوسته، شوره سر، وازده اجتماع، سفیدک زدن، باشوره پوشاندن، زدودن
chaff
کاه، پوشال، پوسته، سبوس، (مجازى) چیز کم بها یا بى اهمیت
flake
تکه کوچک (برف و غیره)، ورقه، پوسته، فلس، جرقه، پوسته پوسته شدن، برفک زدن تلویزیون
cortex
پوست، قشر، لایه رویى، روپوش، پوسته در اثر بیماری پوست گیاه
membrane
پوشه، غشاء، شامه، پرده، پوست، پوسته
incrustment
(incrustation =) ـ پوسته، قشر، پوشش، اندود، نماى مرمر
incrustation
(incrustment =) ـ پوسته، قشر، پوشش، اندود، نماى مرمر
bark
پوست درخت، عوعو، وغ وغ کردن، پوست کندن کالبد شناسی
dandruff
شوره سر