فرهنگ آریان‌پور

پوستک

#۴۹٬۱۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

pelt

پرتاب کردن، شتاب کردن، ضربه، شتاب، پوست پشم دار، خامسوز، پوست خام، پوست کندن، پوستک، پى درپى زدن، پى در پى ضربت خوردن

۲

lodicule

(گیاه شناسى) یکى از دو پایه غشاء نازک تخمدان گیاهان، پوستک

۳

flake

تکه کوچک (برف و غیره)، ورقه، پوسته، فلس، جرقه، پوسته پوسته شدن، برفک زدن تلویزیون