فرهنگ آریان‌پور

پوست‌ کنده شده

#۴۹٬۰۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

paring

سرشاخه چیدن، قسمت هاى زائد چیزى را چیدن، تراشیدن، چیدن، کاستن، پوست کندن

۲

peeling

پوست انداختن، پوست کندن، کندن، پوست، خلال، نرده چوبى، محجر