فرهنگ آریان‌پور

پوست کنده

#۴۹٬۰۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

picked

نوک تیز، نوک دار، خاردار، برگزیده، پاک کرده، انتخاب شده، لخت، پوست کنده، کلنگ خورده

۲

plainly

ساده، به طور ساده، به طور واضح، پوست کنده، صریحا، رک

۳

aboveboard

آشکارا، پوست کنده، علنى