فرهنگ آریان‌پور

پوست کندن

#۴۹٬۰۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

flense

پوست کندن، چربى گرفتن از

۲

bark

پوست درخت، عوعو، وغ وغ کردن، پوست کندن

۳

hide

(past: hid ; past participle: hidden) ـ پوست، پوست خام گاو و گوسفند و غیره، چرم، پنهان کردن، پوشیدن، مخفى نگاه داشتن، پنهان شدن، نهفتن، پوست کندن، (مجازى) سخت شلاق زدن

۴

hull

پوست، قشر، پوست میوه یا بقولات، کلبه، خانه رعیتى، تنه کشتى، لاشه کشتى، پوست کندن، ولگردى کردن

۵

pare

سرشاخه چیدن، قسمت هاى زائد چیزى را چیدن، تراشیدن، چیدن، کاستن، پوست کندن

۶

peel

پوست انداختن، پوست کندن، کندن، پوست، خلال، نرده چوبى، محجر

۷

pelt

پرتاب کردن، شتاب کردن، ضربه، شتاب، پوست پشم دار، خامسوز، پوست خام، پوست کندن، پوستک، پى درپى زدن، پى در پى ضربت خوردن

۸

rind

پوست، قشر، ظاهر، پوسته بیرونى هر چیزى، پوست کندن

۹

ross

پوست درخت، (مجازى) خاکروبه، تفاله، پوست کندن

۱۰

skin

پوست، چرم، جلد، پوست کندن، با پوست پوشاندن، لخت کردن