فرهنگ آریانپور
پوست کندن
#۴۹٬۰۶۲
flense
پوست کندن، چربى گرفتن از
bark
پوست درخت، عوعو، وغ وغ کردن، پوست کندن
hide
(past: hid ; past participle: hidden) ـ پوست، پوست خام گاو و گوسفند و غیره، چرم، پنهان کردن، پوشیدن، مخفى نگاه داشتن، پنهان شدن، نهفتن، پوست کندن، (مجازى) سخت شلاق زدن
hull
پوست، قشر، پوست میوه یا بقولات، کلبه، خانه رعیتى، تنه کشتى، لاشه کشتى، پوست کندن، ولگردى کردن
pare
سرشاخه چیدن، قسمت هاى زائد چیزى را چیدن، تراشیدن، چیدن، کاستن، پوست کندن
peel
پوست انداختن، پوست کندن، کندن، پوست، خلال، نرده چوبى، محجر
pelt
پرتاب کردن، شتاب کردن، ضربه، شتاب، پوست پشم دار، خامسوز، پوست خام، پوست کندن، پوستک، پى درپى زدن، پى در پى ضربت خوردن
rind
پوست، قشر، ظاهر، پوسته بیرونى هر چیزى، پوست کندن
ross
پوست درخت، (مجازى) خاکروبه، تفاله، پوست کندن
skin
پوست، چرم، جلد، پوست کندن، با پوست پوشاندن، لخت کردن