فرهنگ آریان‌پور

پوست‌ کندن

#۴۹٬۰۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

hull

پوست، قشر، پوست میوه یا بقولات، کلبه، خانه رعیتى، تنه کشتى، لاشه کشتى، پوست کندن، ولگردى کردن

۲

pare

سرشاخه چیدن، قسمت هاى زائد چیزى را چیدن، تراشیدن، چیدن، کاستن، پوست کندن

۳

peel

پوست انداختن، پوست کندن، کندن، پوست، خلال، نرده چوبى، محجر

۴

husk

پوست، سبوس، غلاف یا کاسه گل، حقه گل، بى سبوس کردن، بى پوشش کردن