فرهنگ آریان‌پور

پوست ریختن

#۴۹٬۰۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

shed

(past: shed ; past participle: shed) ـ ریختن، انداختن افشاندن، افکندن، خون جارى ساختن، جارى ساختن، پوست انداختن، پوست ریختن، برگ ریزان کردن، کپر، آلونک

۲

ecdysis

(جانور شناسى) پوست اندازى (مثل مارو کرم ابریشم)، پوست ریختن

۳

desquamate

پوسته پوسته شدن، پوست انداختن، پوست ریختن