فرهنگ آریانپور
پوست ریختن
#۴۹٬۰۲۵
shed
(past: shed ; past participle: shed) ـ ریختن، انداختن افشاندن، افکندن، خون جارى ساختن، جارى ساختن، پوست انداختن، پوست ریختن، برگ ریزان کردن، کپر، آلونک
ecdysis
(جانور شناسى) پوست اندازى (مثل مارو کرم ابریشم)، پوست ریختن
desquamate
پوسته پوسته شدن، پوست انداختن، پوست ریختن