فرهنگ آریان‌پور

پوست خام

#۴۸٬۹۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

pelt

پرتاب کردن، شتاب کردن، ضربه، شتاب، پوست پشم دار، خامسوز، پوست خام، پوست کندن، پوستک، پى درپى زدن، پى در پى ضربت خوردن

۲

rawhide

خامسوز، پوست خام، پوست دباغى نشده، تازیانه، تازیانه زدن