پوست
#۴۸٬۹۱۷
bark
پوست درخت، عوعو، وغ وغ کردن، پوست کندن کالبدشناسی
hull
پوست، قشر، پوست میوه یا بقولات، کلبه، خانه رعیتى، تنه کشتى، لاشه کشتى، پوست کندن، ولگردى کردن
husk
پوست، سبوس، غلاف یا کاسه گل، حقه گل، بى سبوس کردن، بى پوشش کردن
peel
پوست انداختن، پوست کندن، کندن، پوست، خلال، نرده چوبى، محجر
cortex
پوست، قشر، لایه رویى، روپوش، پوسته
peltry
پوست خام فروشى، پشم کنى از پوست خام، پوست
cuticle
پوست، بشره، پوشش مو، پوشش شاخى
peeling
پوست انداختن، پوست کندن، کندن، پوست، خلال، نرده چوبى، محجر
hide
(past: hid ; past participle: hidden) ـ پوست، پوست خام گاو و گوسفند و غیره، چرم، پنهان کردن، پوشیدن، مخفى نگاه داشتن، پنهان شدن، نهفتن، پوست کندن، (مجازى) سخت شلاق زدن
glume
(گیاه شناسى) پوست، غلاف، پوشینه
dermis
(کالبد شکافى) قسمت حساس و عروقى میان پوست، غشاء میانى پوست، لاپوست پوشش خارجی گیاه و غیره
crustal
پوستى، قشرى، پوست، قشر
membrane
پوشه، غشاء، شامه، پرده، پوست، پوسته
integument
پوشش، پوست، جلد، پوشش دار کردن