فرهنگ آریان‌پور

پوساندن

#۴۸٬۹۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

rot

پوسیدن، ضایع شدن، فاسد کردن

۲

gnaw

خاییدن، گاز گرفتن، کندن (با گاز یا دندان)، تحلیل رفتن، فرسودن، مانند موش جویدن، سائیدن

۳

putrefy

گندیدن، متعفن شدن، پوسیدن، فاسد شدن، چرک نشستن، چرک کردن، گنداندن