فرهنگ آریانپور
پوره
#۴۸٬۸۵۳
puree
پوره (مثل پوره سیب زمینى و غیره)، پوره کردن
tendon
(در گوشت) پوره، (کالبد شکافى) پى، وتر، زردپى، (در جمع) اوتار
mash
خیسانده ى مالت، خمیر نرم، خوراک همه چیز درهم، درهم و برهمى، نرم کردن، خرد کردن، خمیر کردن، شیفتن، مفتون کردن، لاس زدن، دلربایى
nymph
حورى، زن بسیار زیبا