فرهنگ آریان‌پور

پوره

#۴۸٬۸۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

puree

پوره (مثل پوره سیب زمینى و غیره)، پوره کردن

۲

tendon

(در گوشت) پوره، (کالبد شکافى) پى، وتر، زردپى، (در جمع) اوتار

۳

mash

خیسانده ى مالت، خمیر نرم، خوراک همه چیز درهم، درهم و برهمى، نرم کردن، خرد کردن، خمیر کردن، شیفتن، مفتون کردن، لاس زدن، دلربایى

۴

nymph

حورى، زن بسیار زیبا