فرهنگ آریانپور
پودر کردن
#۴۸٬۸۲۳
comminution
پودر کردن، خردسازى
pulverize
سائیدن، نرم کردن، پودر کردن، نرم کوبیدن
grind
(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن