فرهنگ آریان‌پور

پوتین

#۴۸٬۷۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

boot

پوتین یا چکمه، (مجازى) اخراج، چاره یا فایده، لگدزدن، با سر چکمه و پوتین زدن boot chukka (bo

۲

brogan

(brogue =) ـ پوتین، چکمه، کفش، چکمه سنگین پاشنه دار، لهجه محلى، کفش خشن و سنگین

۳

shoe

(past: shod ; past participle: shod) ـ کفش، نعل اسب، کفش پوشیدن، داراى کفش کردن، نعل زدن به

۴

footwear

پاپوش، کفش