فرهنگ آریان‌پور

پهنه‌ اوری‌ کردن

#۴۸٬۷۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

stage

صحنه نمایش، پرده گاه، مرحله، منزل، پایه، وهله، طبقه، در صحنه ظاهر شدن، مرحله دار شدن، اشکوب، صحنه