فرهنگ آریانپور
پهنک
#۴۸٬۷۳۳
lamina
(lamin =) ـ ورقه، لایه نازک، پهنک برگ، شاخه پرده اى
blade
تیغه، پهناى برگ، هر چیزى شبیه تیغه، شمشیر، استخوان پهن
flake
تکه کوچک (برف و غیره)، ورقه، پوسته، فلس، جرقه، پوسته پوسته شدن، برفک زدن تلویزیون
patch
تکه، وصله، مشمع روى زخم، قطعه زمین، جالیز، مدت، زمان معین، وصله ناجور، وصله کردن، وصله دوزى کردن، تعمیر کردن، به هم جور کردن، سرهم کردن
country
کشور، دیار، بیرون شهر، دهات، ییلاق
shingle
توفال، تخته کوبى، توفال چوبى یا سیمانى و غیره، توفال کوبى کردن، (مجازى) پوشاندن، موى سر را از ته زدن