فرهنگ آریان‌پور

پهنک

#۴۸٬۷۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

lamina

(lamin =) ـ ورقه، لایه نازک، پهنک برگ، شاخه پرده اى

۲

blade

تیغه، پهناى برگ، هر چیزى شبیه تیغه، شمشیر، استخوان پهن

۳

flake

تکه کوچک (برف و غیره)، ورقه، پوسته، فلس، جرقه، پوسته پوسته شدن، برفک زدن تلویزیون

۴

patch

تکه، وصله، مشمع روى زخم، قطعه زمین، جالیز، مدت، زمان معین، وصله ناجور، وصله کردن، وصله دوزى کردن، تعمیر کردن، به هم جور کردن، سرهم کردن

۵

country

کشور، دیار، بیرون شهر، دهات، ییلاق

۶

shingle

توفال، تخته کوبى، توفال چوبى یا سیمانى و غیره، توفال کوبى کردن، (مجازى) پوشاندن، موى سر را از ته زدن