فرهنگ آریان‌پور

پهناور شدن

#۴۸٬۷۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

yawn

دهن دره کردن، خمیازه کشیدن، با حال خمیازه سخن گفتن، دهن دره

۲

spread

(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن