فرهنگ آریان‌پور

پهن نشستن

#۴۸٬۷۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

sprawl

پهن نشستن، گشاد نشستن، هرزه روئیدن، بى پروا دراز کشیدن یا نشستن، به طور غیرمنظم پخش شدن، پراکندگى

۲

grabble

کورمالى کردن، با دست پى چیزى گشتن، با دست ماهى گرفتن، پهن نشستن، جمع آورى کردن