فرهنگ آریان‌پور

پنهان‌ کردن

#۴۸٬۵۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

conceal

پنهان کردن، نهان کردن، نهفتن

۲

hide

(past: hid ; past participle: hidden) ـ پوست، پوست خام گاو و گوسفند و غیره، چرم، پنهان کردن، پوشیدن، مخفى نگاه داشتن، پنهان شدن، نهفتن، پوست کندن، (مجازى) سخت شلاق زدن

۳

cloak

ردا، عبا، جبه، خرقه، پنهان کردن، درلفافه پیچیدن

۴

cover

پوشاندن، تامین کردن، پوشش، سرپوش، جلد، جلد کردن، پنهان کردن، طى کردن، رویه، لفاف، پاکت

۵

pocket

جیب، جیبى، به جیب زدن، کیسه هوایى، پاکت، تشکیل کیسه در بدن، کوچک، نقدى، پولى، جیب دار، درجیب گذاردن، درجیب پنهان کردن

۶

mew

(جانور شناسى) یاعو، مرغ نوروزى اروپایى، میومیو کردن، صداى گربه، پر ریختن، موى ریختن، عوض شدن، حبس کردن، در اصطبل نگهدارى کردن، (در جمع) اصطبل

۷

mantle

شنل زنانه، بالاپوش، ردا، پوشش، کلاه تورى

۸

curtain

پرده، جدار، دیوار، حجاجب، غشاء، (مجازى) مانع

۹

obscure

تیره، تار، محو، مبهم، نامفهوم، گمنام، تیره کردن، تاریک کردن، مبهم کردن، گمنام کردن

۱۰

smother

خفه کردن، در دل نگاه داشتن، خفه شدن، خاموش کردن