پنهان کردن
#۴۸٬۵۱۰
conceal
پنهان کردن، نهان کردن، نهفتن
hide
(past: hid ; past participle: hidden) ـ پوست، پوست خام گاو و گوسفند و غیره، چرم، پنهان کردن، پوشیدن، مخفى نگاه داشتن، پنهان شدن، نهفتن، پوست کندن، (مجازى) سخت شلاق زدن
cloak
ردا، عبا، جبه، خرقه، پنهان کردن، درلفافه پیچیدن
cover
پوشاندن، تامین کردن، پوشش، سرپوش، جلد، جلد کردن، پنهان کردن، طى کردن، رویه، لفاف، پاکت
جیب، جیبى، به جیب زدن، کیسه هوایى، پاکت، تشکیل کیسه در بدن، کوچک، نقدى، پولى، جیب دار، درجیب گذاردن، درجیب پنهان کردن
mew
(جانور شناسى) یاعو، مرغ نوروزى اروپایى، میومیو کردن، صداى گربه، پر ریختن، موى ریختن، عوض شدن، حبس کردن، در اصطبل نگهدارى کردن، (در جمع) اصطبل
mantle
شنل زنانه، بالاپوش، ردا، پوشش، کلاه تورى
curtain
پرده، جدار، دیوار، حجاجب، غشاء، (مجازى) مانع
obscure
تیره، تار، محو، مبهم، نامفهوم، گمنام، تیره کردن، تاریک کردن، مبهم کردن، گمنام کردن
smother
خفه کردن، در دل نگاه داشتن، خفه شدن، خاموش کردن